خرید بک لینک

تلخ

دلم میخواهد صدایم را ضبط کنم .حرفهایم به اندازه کوه در دلم انباشته شده .حداقل کاش بتوانم صدایم را برای خودم سیو کنم .امروز صبح به محض اعتراض کم با عصبانیت گفت باز شروع کردی و من نفهمیدم چی رو شروع کردم .تو از چی من خبر داری .دلم میخواد بهش بگم چی می گی اصلا .اصلا منو می بینی .اصلا بود و نبود من برات فرقی داره .بودن من برات علی السویه است.فقط یه پوشش هست برای تو .متاهل بودن برات یه امتیازه .من برات یه ابزارم فقط یه ابزار 

کاش نمی شد اینجور .کاش همه اون عشق باقی می موند .کاش نمی افتاد این اتفاق ها .کاش اینقدر رفیق باز نبودی .کاش اینقدر جدا و تنها نبودی .کاش اینقدر رضایت دیگران برات مهم نبود .کاش منو بیشتر میدیدی .منی که همه میگن پله ترقی تو شدم.حالا دلت میخواد پله رو به ذلت بکشی چون دلت نمی خواد قبول کنی که پات روی دوش من بود.

متاسفانه حس انتقام درونم شعله می کشه و داره نابودم می کنه .دلم میخواد جوری ازش انتقام بگیرم که برای سالها مزه اش براش باقی بمونه .میدونم که هیچی هم نمیشه .امروز به خدا التماس کردم التماس 

کاش ببره منو .کاش این عمر رو بده به آدمی که دوسش داره و اینطور نابودش نکنه 

برچسب: نویسنده: مهران حسین‌پور تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:37

صفحه بندی