در این مطلب، جزئیات مربوط به «تاخیر و تاخیر» ارائه شده است.
حالا حدود یک سال از نوشته قبلی گذشته
الان مرداد ماه 1400 است
پر از بالا و پایین
پر از شادی و غم از خرداد گذشته تا کنون
با همسر زندگی می کنیم . جرات طلاق نداشته ام .فقط حرفش رو زده ام .جربزه اش رو نداشتم.
به هر حال
بارها و بارها دعوا کرده ایم .قهر کرده ایم .منت کشی کرده ام .عصبانی و منزجر شده ام .ولی هنوز می کشیم خودمان رو.
او عصبانی تر از گذشته و من هم .او پرخاشگر تر و من هم .برای من کلی هزینه می کند .قبول دارم .یکی از بهترین رفیق هایم است. از بی انصافی اش از مهر طلبی اش ،از وابستگی اش،از جدا و تنها بودنش
مشکل جدید هم که که این برادر احمقش

با کارهای احمقانه تر
با بلاهتی که از سر انگشتانش می ریزد
و همسر فکر می کند که ناجی اوست
بارها و بارها وبارها
شب ها گفته ام
خدایا چی می شه صبح رو نبینم
بعد گفته ام خدایا گه خوردم .ناشکری نمی کنم
خدایا
خدایا
خدایا
B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: مهران حسینپور